الشيخ عباس القمي

710

الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )

لكن به جهت غمى كه بر من مستولى بود نفهميدم سخن او و سخن ايشان را و من گريه مىكردم . پس رفتم نزد شيخ و خواب خود را به او گفتم و گريه مىكردم به جهت فوات كتاب . پس شيخ گفت : بشارت باد تو را به علوم الهيه و معارف يقينيه و تمام آنچه هميشه مىخواستى . تا آن‌كه گفته ، پس قلبم ساكن نشد و بيرون رفتم با گريه و تفكّر تا آن‌كه در دلم افتاد كه بروم به آن سمتى كه در خواب به آن‌جا رفتم پس چون رسيدم به محلهء دار بطيخ ، پس ديدم مرد صالحى را كه اسمش آقا حسن بود و ملقب به « تاج » . پس چون رسيدم به او و سلام كردم بر او گفت : يا فلان كتب وقفيه‌اى نزد من است كه هر طلبه‌اى كه از آن مىگيرد عمل نمىكند به شروط وقف و تو عمل مىكنى به آن . بيا و نظر كن به اين كتب و هرچه را كه محتاجى به آن بگير . پس با او رفتم در كتابخانهء او . پس اول كتابى كه به من داد كتابى بود كه در خواب ديده بودم پس شروع كردم در گريه و ناله و گفتم : مرا كفايت مىكند و در خاطر ندارم كه خواب را براى او گفتم يا نه . و آمدم در نزد شيخ و شروع كردم در مقابله با نسخهء او كه جدّ پدر او نوشته بود از نسخهء شهيد رحمه اللّه و شهيد رحمه اللّه نسخهء خود را نوشته بود از نسخهء عميد الرؤساء و ابن سكون ، و مقابله كرده بود با نسخه ابن ادريس بدون واسطه يا به يك واسطه ، و نسخه‌اى كه حضرت صاحب الأمر عليه السّلام به من عطا فرمود از خط شهيد رحمه اللّه نوشته شده بود و نهايت موافقت داشت با آن نسخه حتى در نسخه‌ها كه در حاشيهء آن نوشته شده بود و بعد از آن‌كه فارغ شدم از مقابله ، شروع كردند مردم در مقابله نزد من و به بركت عطاى حجت عليه السّلام گرديد صحيفهء كامله در بلاد مانند آفتاب طالع در هر خانه و سيّما در اصفهان ؛ زيرا كه براى اكثر مردم صحيفه‌هاى متعدّده است و اكثر ايشان صلحا و اهل دعا شدند و بسيارى از ايشان مستجاب الدعوه . و اين آثار معجزه‌اى است از حضرت صاحب عليه السّلام و آنچه خداوند عطا فرمود به من از بركت صحيفه ، احصاى آن‌را نمىتوانم بكنم « 1 » . مؤلّف گويد كه ، علّامه مجلسى رحمه اللّه در بحار صورت اجازهء مختصرى از والد خود از براى صحيفهء كامله ذكر نموده و در آن‌جا گفته كه ، من روايت مىكنم صحيفهء كامله را

--> ( 1 ) . نجم الثاقب ، حكايت 64 ، ص 392 ؛ و نيز ر . ك : آيات بينات علّامه محمد تقى شوشترى